|
تغییر برای برابری در اصفهان
|
||
|
این وبلاگ متعلق به گروهی ازفعالان کمپین یک میلیون امضا در اصفهان است |
جیون جردن
حتی امشب که نیازم دارم به پیاده روی بروم
ومغزم راازاین شعر پاک کنم شعری راجع به اینکه چرا من نمی توانم
بدون عوض کردن لباسهایم،حا لت بدنم ،هویت جنسی ام،سنم،مقامم به عنوان یک زن، تنها در بعد از ظهر
در خیابان /تنها نه اینکه در یک نقطه باشم نقطه ای که انچه را که می خواهم
نمی توانم با جسم خود انجام دهم چون من جنس اشتباهم سن اشتباه پوست اشتباه
و فرض کن اینجا در شهر نبودم اما پایین روی ساحل/یا دور درمیان جنگلها
و من می خواستم خودم به انجا بروم و به خدا فکر کنم
به بچه هایا به جهان و همه اینها را ستاره ها و سکوت فاش کرده اند
من نمی توانستم بروم و فکر کنم نمی توانستم انجا تنها بمانم
زمانیکه نیاز داشتم تنها باشم چون من نمی توانستم انچه را که می خواهم با جسمم انجام دهم
و چه کسی در جهنمی مانند این همه چیز را نظم می بخشد
در فرانسه می گویند اگر مردی تجاوز کند وبعد انزال نکند
پس او به من تجاوز نکرده است
و اگر بعدها او را زخمی کردند و صدایش در نیامدو از ابتدا حرامزاده ای باشد
حتی اگر مغزش را با یک چکش خرد کنندو او و رفیقهایش به من تجاوز کنند
در ان زمان من خشنودم و تجاوزی در کار نیست چون عاقبت خانواده من می فهمند
که انها کاملاً به من تجاوز کرده اند چون من اشتباهی بودم
و من به اشتباه بودم در تضاد با کسی که باید باشم
جایی که من اشتباه بودم به جرم بودن کسی که من هستم
که این دقیقاً مانند افریقای جنوبی است
تجاوز به نامیبیا تجاوز به انگولا
وان به این معنی است
منظورم این است چطور می دانی که اگر پریتوریا انزال کند
در سرزمین تاریکی چه مدرکی شبیه مدرک انزال مایع سفید که همانند چکمه ساق بلند غول اسایی است خواهد شد
واگر بعدنامیبیا و بعد انگولا وزیمباوه و تازه اگر همه خویشاوندانم و زنان مقاوت کنند
حتی خود را از روستاها قربانی کنند و اگر ما شکست بخوریم
با این وصف مردان بزرگ چه می خواهند بگویند
ایا انها خواستار رضایت من خواهند بود
ایا با من همراهی میکنی:ما مردم اشتباهی هستیم با پوستی اشتباه و بر روی قاره ای اشتباه
و در جهنم چه چیزی هست که همه منطقی می شوند
نزدیک و مطابق تاریخی در این هفته که به سال 1966باز می گردد
زمانی که سی.آ.ای راجع به کسانی که دردسرساز بودند تصمیم گرفت
و دردسر مردی بود که انکروما نام داشت
بنابرابن انها او را کشتند و قبل از ان پاتریک لومامبا و قبل تر پدرم بود در حیاط پیچک وار مدرسه ام
پدرم از رفتن به کافه هراس داشت چون می گفت که اشتباهی است
سن اشتباه،پوست اشتباه و هویت جنسی اشتباه
و در ان زمان او داشت شهریه مرا پرداخت می کرد
و این پدرم بود که می گفت من باید پسر می شدم،پوست من باید روشنتر می شد
و من نباید پسر دیوانه ای می شدم اما در عوض باید یک پسر می شدم
و از طرف دیگر مادرم بود که می خواست بینی ام جراحی زیبایی و دندانهایم روکش شود
ومی گفت بگذار کتابهایت گم شوند یا به عبارت دیگر بگذار گم شوند
من مشکلات سی.آی.ای و افریقا را خیلی خوب می دانم
و مشکلات شرکت سهام اکساسون ودر کل امریکای سفید
مشکلات معلم ها، واعظین، اف.بی.آی ،کارگران اجتماع ومادروپدر نکته بینم، همه را خیلی خوب می دانم
من همه مشکلات را می دانم چون همه مشکلات به طرف من سرازیرمی شوند
من تاریخ سرزنشم
من تاریخ طرد شدنم به خاطر انچه که هستم
من تاریخ تهدیدم تاریخ تهدید به حبس خودم
من تاریخ تجاوز بی حد و حصر سپاه دشمنم
هرچند من می خواهم با فکر و جسمم عمل کنم
و روحم
خواه راجع به قدم زدن های شبانه یا عشقی باشد که من احساسش می کنم
و یاحرمت و تقدس بکارت ومرزهای ملی ام
وخواه حرمت رهبروتقدس جزء و کل ارزوهایم باشد
من خصوصیات ، علائق و دل تنها و غریبم را می شناسم
من سرزنش شده ام
چون من اشتباه بودم جنس اشتباه سن اشتباه پوست بینی و موی اشتباه
نیاز اشتباه رویا و جغرافیای اشتباه
خیاط اشتباه
من معنا و مفهوم سرزنشم
من برای کسانی که می خواهند به زور محو شوم دردسرم
تجاوز با مدرک یا بدون مدرک و تنها به خاطر اندامی بودن
این رضایت نیست و من راضی نیستم
خطاب به مادر،پدر،معلم هایم،اف.بی.آی،افریقای جنوبی و بدفورد استوی
خطاب به خیابان پارک،خطوط هواپیمایی امریکا و هاردون
خطاب به بیکاران در هر گوشه ای و خزندگان موذی در هوا
من اشتباه نیستم ،اشتباه نام من نیست
نام من متعلق به من است،متعلق به من متعلق به من
و من نمی توانم بگویم چه کسی چنین جهنمی را برپا داشته است
ولی از حالا می توانم از پایداریم به شما بگویم
از بی تکلفی روزانه و شبانه ام
که ازادی
ممکن است لذت بخش و به بهای از دست دادن زندگیت تمام شود.
ترجمه این شعر را به فعالان حقوق زنان اصفهان تقدیم می کنم.
فرزانه (حمیده)اکبری
|
|