تبليغاتX
تغییر برای برابری در اصفهان
 
تغییر برای برابری در اصفهان
 
 
این وبلاگ متعلق به گروهی ازفعالان کمپین یک میلیون امضا در اصفهان است
 
انقلاب ایران و زنان

 این روز ها مصادف است با سی امین سالگرد انقلاب ایران، انقلاب ایران در سال 57 با حضور  پرشور و بی شمار قشرهای مختلف اجتماعی به ثمر نشست. کارشناسان و مورخان و حتی کسانی که در این انقلاب حضور داشتند دلایل متعددی برای آن بیان می کنند از جمله استبداد و وابستگی حکومت به دول خارجی به خصوص آمریکا تا تحولات یکباره و سریع اقتصادی  طبقات مختلف اجتماعی در نتیجه افزایش درآمد نفت و......

در این انقلاب موقعیت قشر های مختلفی از اجتماع دستخوش دگرگونی  و تغییرات شد.  اما در این میان زنان  که اعم از بی سواد و با سواد در مبارزات حضور چشم گیر داشتند ، بیشترین تاثیر  را گرفتند و دگرگونی که آنها لمس کردند از نوع دیگری بود(سرکوب ، تبعیض و...)  و همین طور شاید بتوان گفت که اولین گروه بودند که فشار ها بر آنان مضاعف شد.موقعیت زنان در قبل و بعد از انقلاب و گروههای درگیر آن را می توان مورد توجه قرار داد که چه مسائل و دیدگاههایی باعث بروز سرکوب همه جانبه زنان شد. در این نوشتار  نگرش  نیروهای درگیر مبارزات انقلابی در ایران (گروههای چپ(مارکسیستی) و مذهبیون(اسلام گرایان)و ملیون( لیبرال ها) ) به زنان به طور اجمالی مورد بررسی قرار می گیرد: 

زنان قبل از انقلاب

زنان در حکومت سلطنتی پیشین توانسته بودند تحصیلات داشته باشند، در قانون حمایت از خانواده امتیازاتی (محدودیت تعدد زوجات،حق طلاق برابر ) به دست آورند،سازمانی به نام خود داشته باشند،وزیر و وکیل و سناتور و قاضی شوند در شغل های مختلفی و در سطوح مختلف اجتماع کار کنند اما با شرکت در تظاهرات گسترده انقلابی آن هم در  خلاف جهت  خواسته های فمنیستی و برابری خواهانه در انقلابی که رهبر آن فردی مذهبی بود و دیدگاهی سنتی به زنان داشت تعجب برانگیز می نمود.

در دوران محمد رضا  شاه پهلوی سازمانی به نام  زنان به فعالیت مشغول بود و اهدافی را در راستای بهبود شرایط وضعیت زنان برای خود  تعریف کرده بود حال چقدر این سازمان توانسته بود با زنانی از قشرهای پایین جامعه ارتباط برقرار کند و یا آگاهی جنسیتی را در میان زنان
آموزش و گسترش دهد جای سوال دارد که به آن طریق زنان بعد از انقلاب خواسته هایش را  نادیده گرفتند و سرکوب شدند.

حکومت پهلوی با تک حزبی کردن و تک صدایی کردن جامعه فضای سیاسی بسیار بسته ای را به و جود آورده بود . در این شرایط زنان هم نتوانستند به جز خواسته های حقوقی و تحصیلی حقوق سیاسی مخالف حکومت را در قالب یک حزب زنان به بار بنشانند که در مواقعی همچون انقلاب که در تعیین سرنوشت آنها دخیل بود بتوانند از حقوق خود دفاع کنند و صدایی باشند برای همه زنان جامعه و راه را برای سرکوب و تبعیض زنان باز نگذارند.مقاومت هایی که بعد از به پیروزی رسیدن انقلاب زنان انجام دادند چون که فاقد ساختار قدرتمند سیاسی مختص زنان بودند(زنان سیاسی وابسته به احزاب از تصمیم گیری های مردان اطاعت می کردند که مسلما مردان به مبارزات زنان بهایی نمی دادند) مقاومت های شان به ثمر ننشست.

زنان در احزاب چپ

زنان در احزاب چپ در کادرهای سازمانی حزبی  سازماندهی شده بودند و در راستای اهداف تعریف شده آنان که جدا از ایدئولوژِی مارکسیستی نبود و همچنین مردانی  که معمولا در راس حزب قرار داشتند از فرهنگ و سنت عمیق مرد سالاری فاصله ای نداشتند،فعالیت می کردند.

از دیدگاه آنان خواسته های زنان را نمی توان  جدا از مبارزات طبقاتی که صورت می گیرد در نظر گرفت در یک جامعه  سوسیالیستی مشکلات زنان رفع خواهد شد باید همه تلاش را برای استقرار این جامعه گذاشت،از این رو بود که احزاب چپ ایرانی نیز به مطالبات زنان بهایی نمی دادند و اهمیت مسائل زنان را در درجه دوم (و یا شاید پایین تر)  اهمیت قرار می دادند.

زنان در احزاب چپ  نه به دلیل زن بودن و خواسته های جنسیتی بلکه هم راستا با مردان  گام بر می داشتند آنها حتی در سبک پوشش خود سعی می کردند که جنسیت خود را به فراموشی بسپارند مانند مجاهدین که لباس شان نشانه ای از این بود که این زنان فاقد جنسیت هستند و به گمان خود با آن طرز پوشش از اینکه نگاه جنسی و ابزاری به آنها شود مصون می مانند.

    ندادن هیچ پاسخ عملی به مسئله زن، تقلیل مسئله زن به تضاد طبقاتی  و اقتصادی فضای هرگونه آگاهی جنسیتی را بسته نگه می داشت و همه در اهداف تعیین شده سازمانی که چیزی جز مبارزه با امپریالیسم و انقلاب سوسیالیستی نبود گام بر می داشتند.

نووال سعداوی (فمنیست مصری) در مصاحبه ای در رابطه با انقلاب ایران و زنان در گروههای  چپ چنین بیان می کند:«نیروهای چپ حرکات سیاسی زنان را به فرقه گرایی مترقی تعبیر می کنند. دلیل شان هم این است که باید در اتحاد کامل علیه کلیت نظام  ستم گرا و استثمار کننده  مبارزه کرد.»  

فئودالیسم و سرمایه داری تنها بر مبنای استثمار طبقاتی استوار است  ستم کشیدگی زنان  و اقلیت ها را گروههای چپ گرا  در تحلیل خود نادیده می گیرند.

این چنین بود که  باور به تشکل های مستقل زنان که به مسئله زنان پرداخته شود  را نداشتند و  مبارزات زنان را به مبارزات طبقاتی زنان کارگر تقلیل می دادند.

عدم حمایت سازمان ها و گروههای چپ به خصوص بزرگترین آنها (مجاهدین و فداییان خلق) از تظاهرات  و اعتراضات زنان بعد از انقلاب که متوجه نگاه سنتی و ضد زن شده بودند و احساس خطر می کردند به دلیل اینکه حالا یک چادر هم سر بگذارید زمین که به آسمان نمی رسد و آب به آسیاب امپریالیسم و طرفداران شاه نریزید توجیه شد و زنانی که در این مبارزات گام به گام آنها در شکنجه و بازداشت و ....حضور داشتند را تنها گذاشتند و حتی به رسیدن صدای آنها به گوش دیگران کمکی نرساندند.

زنان از دیدگاه مذهبیون

مذهبیون نیز که بعد ها در صدر انقلاب و انقلابیون نشستند نگاه و دید شان  از نوع ارتجاعی ترین نگاه ها به زنان بود زنان را برای کارهای خانگی و حمایت و پشتیبانی مردان برای آنکه
آنان را به معراج بفرستند بود.

مذهبیون با قرائت سنتی و ضد زن از دین اسلام و آنکه حکومت پهلوی زنان را استثمار می کند و با ارائه الگوی  زن غربی زنان و خانواده را رو به فساد و تباهی می کشند به حکومت رسیدند، و آیت الله خمینی دو هفته پس از به پیروزی رسیدن انقلاب دستور داد که قانون حمایت از خانواده را (که در آن تعدد زوجات محدود،حق طلاق برابر و... در نظر گرفته شده بود) مورد تجدید نظر قرار دهند و موارد خلاف شرع آن برداشته شود.

اعتقاد مذهبی ها بر این پایه استوار  است که زن را عامل و دلیل به گناه افتادن مردان می دانند و زن فتنه انگیز است و با این استدلال ها   حجاب را بر زنان تحمیل می کنند و در این راه از احادیث و سنت های صدر اسلام نیز یاری می جویند.آنان با ارتباط با طبقات پایین جامعه و زنان بی سواد نگاه مردسالارانه و ضد زن را بازتولید می کردند  و با باورهای خرافی و اعتقادات مذهبی مردم را نسبت به آنچه که زنان دیگر می خواستند می شوراندند.

نیروهای ملی نیز تفاوتی در نگاه به زنان و موقعیت آنها  در جامعه و  بهبود شرایط انسانی زنان با دیگران نداشتند ؛دید مردسالاری و قیم مآبی آنچنان گسترده بود که حتی ژست های روشنفکری نیز مردان را از نگاه سنتی به زنان باز نمی داشت.

این نگرش ها و مجموعه شرایط پیش آمده در دوران تحولات انقلابی باعث شد که  خواسته های زنان(8 مارس 1357و...) در انقلاب 57 نادیده گرفته شود و سرکوب زنان را سهل الوصول تر کند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:59  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 

فصل7 کتاب «جنبش حقوق زنان ایران » نوشته الیز ساناساریان

با توجه به قرارداشتن در بهمن ماه ونزدیکی سالگرد انقلاب 57 و اهمیت حضور زنان درآن روزهای تعین کننده ، تصمیم گرفته ایم روزهای آتی را با بحث و بررسی درباره تحولات مربوط به زنان درایران آن روز ، بصورت خاطرات ، مصاحبه وتحلیل پی بگیریم .

این مهم را با ارائه نکاتی از فصل هفت کتاب « جنبش حقوق زنان در ایران : طغیان ، افول و سرکوب از 1280 تا انقلاب 57» نوشته خانم «الیزسانا ساریان» توسط 4 تن از دوستانی که در این مطالعه شرکت داشتند و پیش از این نیز وعده ارائه آنراداده بودیم آغاز میکنیم ، با ذکر این نکته که فصل هفت کتاب ، فصل پایانی کتاب می باشد که در آن ، به شرایط زنان در انقلاب و سالهای اولیه پس از آن پرداخته . امید است مورد توجه خوانندگان وبلاگ قرار گیرد.

حق راي زنان بعد از انقلاب/مینو:همانطوريكه در بخشهاي اول كتاب شرح داده شد ، اعطاي حق راي به زنان در سال 1342 با مخالفت شديد مذهبيون روبروشد و آيت اله خميني يكي ازمخالفين عمده اعطاي اين حق به زنان در خرداد همان سال بود .

درسال 1358 زنان از« قاضي » شدن و قضاوت محروم شدند ( طبق اصل 163 كه شرايط قاضي طبق موازين فقهي تعين مي شد ) زنان تحصيل كرده در رشته حقوق ، كه پيش از اين « قاضي » بودند، از آن به بعد مجبور به انجام كارهاي دفتري جزء گرديدند . چنانكه خانم شيرين عبادي ، برنده جايزه صلح نوبل نيز كه درآن زمان قاضي و رئيس دادگاه بود ، بعد از اين ممنوعيت ، منشي دادگاهي شد كه پيش ازاين، رياستش رابر عهده داشت .

اما درفروردين 1358 به زنان اجازه داده شد به جمهوري اسلامي « آري » بگويند . درحاليكه زنان از حق « قاضي شدن » محروم شده بودند ، جاي اين سوال باقي بود كه « اگر زنان تحت تاثير احساسات هستند وقابليت قضاوت ندارند چگونه قادرند ، بدون تابعيت از احساسات ، در انتخابات شركت كنند ؟»

به چه دليل حق راي زنان ، علي رغم مخالفتي كه در 1342 از سوي آيت اله خميني و ساير مذهبيون با آن شده بود ، اينك بعد ازرسيدن آنها به قدرت ، همچون قاضي شدن ، لغو نشده وهمچنان پس از انقلاب نيز«حفظ » گرديد ؟

با توجه به حمايت گسترده اي كه هم زنان باسواد طبقه متوسط و هم زنان فقيروبي سواد از آيت اله خميني كردند ، « حق راي » زنان به عنوان هدفي براي كسب پشتيباني از جمهوري اسلامي ، علي رغم تناقضات حفظ شد .

جنبش زنان وانقلاب 57 / ساناز:در فصل هفتم کتاب به روند پیروزی انقلاب اسلامی سال 57 و شرایط و جایگاه زنان پرداخته شده است.دو نکته اساسی به نظر من در این روند باید مورد توجه قرار بگیرد:

1- عدم آگاهی جنسيتي و بیداری زنان

2-حفظ استقلال و عدم وابستگی جنبش زنان

در پی ازميان بردن و دولتی کردن انجمن ها و فعالیت های مستقل زنان که از زمان رضا شاه انجام گرفته بود، بسياري ازدستاورد های زنان ، بالاخص از لحاظ حقوقی نه برخاسته از جنبش های اجتماعی و ازدرون لایه ها و قشر های مختلف جامعه ، بلکه تغییراتی از جانب حاكميت بوده است. عدم وجود جنبش اجتماعی که قادر باشد بستری مناسب در جامعه و درميان عامه مردم برای تغییرات اساسی درارتباط با حقوق زنان آماده کند ، تغییراتی را که توسط حکومت و پي گيري زنان طبقه متوسط تحصیل کرده در زمینه های حقوقی انجام گرفته بود را بی نتیجه کرد.حکومت در پی مدرنیزاسیون جامعه مهم ترین ابزار و پشتوانه اجتماعی که همان آگاهی رسانی و افزایش سطح آگاهی های جامعه بود را مورد غفلت قرار داد ؛همین عدم آگاهی زنان و فاصله ای که الگو های حاكميت پهلوي با جامعه داشت باعث حمايت زنان از آیت الله خمینی شد. زنان در پی نفی حاكميت پهلوي به سابقه زن ستیزی آیت لله خمینی در سال 1342 (مخالفت با حق رای زنان) توجهی نکردند و زمینه را برای عقبگردهای تاریخی با حضور گسترده در تظاهرات های منتهی به انقلاب فراهم کردند.

همان اندک آگاهی و بالندگی در زنان فرهیخته ، باعث برگزاری تظاهرات هایی در اسفند 1357،دی 1358،مرداد 1359 شد و آنها زبان به اعتراض به لغو حقوق اندک خود گشودند، که در همان زمان اعتراضات آنها با عدم حمایت احزاب سیاسی و مردان روشنفکر مواجه شد.

شاید همین اتفاقات تاکیدي بر ضرورت استقلال و عدم وابستگی جنبش زنان به احزاب سیاسی در سالهاي بعد بود، تا آنچه پس از انقلاب 57 رخ داد که براساس آن احزاب راست و چپ از شرکت زنان حزبی خود در کنفرانس دسامبر 1979( 1357 ) و سایر تظاهرات زنان جلوگیری به عمل آوردند و از اعتراضات آنها حمایتی به عمل نیاوردند دیگر تکرار نشود.

همان طور که در این فصل اشاره شده است «موضوع حقوق زنان اسیر سیاست عمومی احزابی بود که این گروهها به آنها وابسته بودند» . احزاب سیاسی به تقدم «ایدئولوژی اکثریت»و «اعضای مرد » بيشتر باورداشتند تا به طرفداری از حقوق زنان . با توجه و رعایت استقلال و عدم وابستگی ، خواسته ها و مطالبات زنان ، نباید هیچگاه فدای مصلحت اندیشی ایدئولوگ ها و احزاب سیاسی قرار بگیرد که موضوع زنان را کم اهمیت و فاقد اولویت می دانند،شبیه آنچه که در انقلاب 57 بر سر زنان رفت.

در دوران فعالیتهای انقلابی، هیچ یک از گروههای فعال از جمله گروههای چپ گرا، فدائیان خلق، مجاهدین و ... در مورد مسائل زنان، اهداف و ایدئولوژی خود در مورد مسائل زنان اعلام نظر نکرده بودند واینطور استدلال می کردند که با برقراری حکومت مورد نظرشان مسائل زنان حل خواهد شد.این بی توجهی به مسائل زنان در قبل از انقلاب با وجود حضور عمده و پررنگ زنان در صحنه های مختلف انقلاب، ناآگاهی نسبت به مسائل زنان را رواج داد.

جاسمینا :فصل 7 کتاب به بررسی اوضاع جنبش زنان بعد از انقلاب 57 می پردازد. بعداز انقلاب با اعمال نفوذ

مذهبیون در رأس جریان انقلاب، یک حکومت مذهبی حاکم شد، که اقدام به تدوین قانون

اساسی مطابق با اسلام نمود . وجه اسلامی این قوانین بیشتر شامل زنان میشد و در مقابل به اشكال

مختلف ، آزادیهاي جنسی همه جانبه برای مردان( 4زن عقدي و بي نهايت زنان صيغه) و مجازاتهای سنگین

برای زنان (از جمله سنگسار) قائل بود. همچنین تلاش بیشتر برای کم کردن حضور زنان در اجتماع و مشاغل

مختلف به عنوان اينكه زنان عامل فریب و اغواي مردان هستند و نیز تشویق آنهابرای حضور در خانه و رسیدگی

به امور خانه و شوهرداری از پيامدهاي انقلاب براي زنان بود. مورد دیگر اینکه برای امور سیاسی مثل حضور

در تظاهرات، رأی دادن و دیگر مسائل از باورهای مذهبی و اعتقاداتي مثل وظیفه شرعی، واجب دینی استفاده

میشد و مردم را از «جهنم» برای انجام ندادن این امور میترساندند.

بطور کلی قواعد ی که زنان باید آن را مراعات کنند، ناشی از اراده ی دولت برای کنترل بدن است.

در جامعه ی ما دست کم به طور رسمی، 30 سال است که بدن زن به کانون منازعه ی سیاسی

بین دولت و جامعه بدل شده است.

الناز: این واقعیت هنوز بر جا ست که تبعیض و سرکوب زنان جهان ، در نفس خود هنوز امری پذیرفته شده تلقی می گردد.در یک نگاه اجمالی به فصل 7 کتاب جنبش زنان در ایران نوشته سانا ساریان می توان این جمله را به عنوان بیانی هنوز جاویدان از سرنوشت زنان دنیا مثال زد.

از ابتدای تاریخ بشریت نگرش و برخورد پدر سالارانه در درجه نخست و مردسالارانه در درجه بعدی به زن سبب شده است که عادت به درجه دوم بودن به عنوان بعدی از شخصیت زن در او نهادینه شود.
بعدی کاملن اکتسابی هم چون استقلال و آزادی و مرد سالاری در وجود مردان .باور این جایگاه و موقعیت به صورت بنیادین و متعصب و تناقضات درونی زنان بر سر باورهای هزاران ساله مرد سالاری از یک سو و حس بنیادی برابری طلبی درونی هر انسانی از سوی دیگر مانع از شکل گیری نگرشی صحیح از خویشتن خویش و موقعیت اجتماعی و شخصی زن به عنوان یک موجود مستقل و آزاد و نه یک عنصر همیشه وابسته و طفیلی به واژه هایی چون مادر و همسر ،در جامعه شده است
همواره و در تمام اعصار وجود این تناقضات و عدم وجود افکار و عقاید مستقل و آزاد (ناشی از نوع برخورد ها و شکل گیری شخصیت اجتماعی) سبب استفاده ابزاری قدرت طلبان و سیاسیون از نیمی از نیروی جامعه به نام زن بوده است.
حکومت اسلامی پس از انقلاب 1357 نمونه ای از یک حکومت تئو کراتیک دینی که با تصمیمات آشکار مرد سالارانه علیه زنان و نیز انقلاب تمدن روز افزون جهانی وجود این تناقضات را هر چه بیشتر در زنان آشکار کرده است و این نیمه جامعه که بر حسب الزام و نه اتفاق نیمه مهم جامعه از حیث کیفیتی را تشکیل می دهند.کم و بیش متوجه تفاوت های بنیادین مابین آنچه که هست و آنچه که باید باشد می شود.
هر چند تبعیض و سرکوب بسیاری از حکومت های وقت همواره جز لاینفک این جنبش به عنوان جنبشی مستقل جهت احقاق حقوق زنان بوده است.(قابل ذکر است که آغاز جنبش مستقل زنان ازشهریور 1385 تحت نام کمپین یک میلیون امضا بوده است و تا قبل از آن جنبش یا سازمان مستقلی که صرفا در زمینه حقوق زنان تلاش نمایند موجود نبوده است)
به هر جهت آن چه که مسلم است آن است که علی رغم تبعیضات اجتماعی و خانوائگی ،دیدگاه های مذهبی و متعصبانه افراد و جامعه،سرکوب و تهدید های همه جانبه و گسترده از طرف حکومت و نیز جامعه و... نتوانسته است مانع از بیدار شدن بعد برابری طلب زنان به عنوان یک انسان در جامعه و نه یک موجود درجه 2 شودودیر یا زود تمام زنان جهان در وجود خو د با نوعی تضاد بین انسان بودن و زن بودن مواجه خواهند شد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 17:0  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 

 

 فعالان دربند جنبش زنان را آزاد کنید


آمادگی برای پیشواز روزجهانی زن ازهردو سو آغاز شده است؛ هم ازسوی  فعالان جنبش زنان و هم از سوی بازدارندگان جنبش زنان. گویا باید به استقبال فشار و زندان و تعلیق و تعزیر برویم وشادی بزرگداشت روز جهانی زن  با اندوه اسارت زنان حق طلب  جنبش زنان برايمان تیره و غمناک  شود.


مبارزان مسالمت جوی صحنه عدالت خواهی درحالی به بند کشیده می شوند كه  ندای حق طلبانه شان ذره ذره سنگ سخت قوانین ناعادلانه را نرم می کند تا بی حقوقی زنان این دیار ذره ای جبران شود اما در عوض خود به بند کشیده می شوند. اجرای حکم عالیه اقدام دوست، این زن تنها در آستانه فصلی سرد که زندگی اش را فدای عدالت خواهی اش کرده است و باید سه سال از عمرش را در اوین بگذراند، و بازداشت نفیسه آزاد این عضو کمپین یک میلیون امضا که به دلیل جمع آوری امضا و تلاش برای ارتقای آگاهی زنان اکنون اسیر بازداشتگاه وزراست، نمونه های عینی افزایش فشار بر زنان است.


عالیه اقدام دوست از بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز 22 خرداد سال 1385 است. او در دادگاه بدوی به سه سال  و چهار ماه حبس تعزیری و 20 ضربه شلاق محکوم شد و دادگاه تجدید نظر حکم سه سال حبس او را تایید کرد. او روز یکشنبه 12 بهمن 1387 تحت الحفظ از فومن، شهر محل زندگی اش به زندان اوین در تهران منتقل شد در حالي كه حتي فرصت تماس با دوستانش را نداشت تا برای بدرقه به زندان در کنارش باشيم. عالیه اقدام دوست اولین فعال حقوق زنان است که با حکم قطعی راهی زندان می شود. آیا این آغازی است برای پایان دادن به فعالیت های مسالمت جویانه زنان؟


نفیسه آزاد از کنشگران کمپین یک میلیون امضا روز جمعه 11 بهمن ماه که برای جمع آوری امضا به توچال تهران رفته بود به همراه دو عضو دیگر کمپین بازداشت شد. با وجود دستگیری همزمان این سه عضو، دو تن از آنان با قید وکالت آزاد شدند ولی نفیسه آزاد که تنها برای ياري دوستانش با پليس وارد گفتگو شده بود، دستگير و  تاکنون ساعت ها در بازداشتگاه موقت وزرا مورد بازجویی قرار گرفته است . اتهامی که به او زده شده و سئوالاتی که در بازجویی پرسیده شده است ارتباطی به اقدام او ندارد و این نقض اشکار قانون و حقوق شهروندی است. این در حالی است که ماموران پلیس امنیت با هجوم به منزل نفيسه آزاد به طور خشونت آمیزی منزل او را مورد تفتیش قرار داده اند .


این قبیل برخوردهای بازدارنده در مقابله با فعالان زنان در حالی است که اقدامات آنان کاملا قانوني و در راستای قوانین کشور و حقوق شهروندی است.


لذا ما امضا کنندگان این بیانیه مصرانه خواستار توقف اینگونه برخوردهای غیرقانونی و قهرآمیز با فعالان جنبش زنان و کنشگران کمپین یک میلیون امضا هستیم و از قانونگزاران و مسئولین قضایی کشور می خواهیم بازنگري در قوانين تبعيض آميز علیه زنان را جايگزين اين برخوردهاي غيرقانوني كنند و با تجديدنظر در احكام حبس و زندان، همراهان جنبش زنان و كنشگران كمپين يك ميليون امضا را آزاد كنند.


* Required



 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 15:32  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 

ترانه یک میلیون

 یک میلیون عدد مقدسی است،عجین شده با تار و پود زندگی ، ما روز را به شب می رسانیم در حالیکه در کوچه خیابان و مهمانی در پی یک میلیون امضا هستیم با حساب دو دو تا چهار تا، هر کسی که ریاضیاتی ابتدایی بداند و جمعیت ایران را  ، برای او یک میلیون عددی بی مفهومی است  اما ما با رویای یک میلیون زندگی می کنیم،در رویا می رویم،می خوابیم ،بیدار می شویم،شکنجه می شویم و به زندان می رویم ،نه ! یک میلیون فقط یک عدد نیست امید و تلاش ماست . تصادفا برنامه نود را می دیدم ،با چه سرعتی پیام های برنامه ،به یک میلیون رسید بدون هیچ زحمتی ،لحظه ای در رویا تصور کردم که اگر می توانستیم از یک رسانه فراگیر استفاده کنیم ....

نه! اما  لذتی را که الان در گفتگو با مردم «رو در رو» می بریم را نمی بردیم .یک میلیون عدد مقدسی است ما به خاطر آن می جنگیم،لذت می بریم و به زندان می رویم.یک میلیون نشانه مخالفت با تبعیض است، نشانه آگاهی یک زن است ،آگاهی از اینکه که تو می توانی ،تو جنس دوم نیستی، نیمه دیگر نیستی.

دوست ما،نفیسه برای یک میلیون  در زندان است، خشونت گرایان  تقدس یک میلیون  را با اعمال خشونت برای ما بیشتر می کنند ما برای قوت قلب نفیسه و خنده های روحیه بخشش همه ایران را بام تهران می کنیم برای یک میلیون امضا به همه کو ههای ایران میرویم و با صدای بلند سرود برابری را می خوانیم. 

ما  ترانه یک میلیون را در هر کوی و برزن می سراییم خشونت گرایان می دانند ما از چه چیزی سخن می گوییم :

نه!

هرگز شب را باور نکرده ام

چرا که

در فراسوهای دهلیزش

به امیدِ دریچه یی

دلبسته بودم.

 

  

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 22:16  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 
[Jayeze+simon+de.jpg] 

دریافت این جایزه بزرگ و گرامی را به همه تلاشگران کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیزدر ایران و درسراسر دنیا  تبریک می گوئیم.  

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 17:24  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 
 
  بالا