|
تغییر برای برابری در اصفهان
|
||
|
این وبلاگ متعلق به گروهی ازفعالان کمپین یک میلیون امضا در اصفهان است |
جنبش حقوقي زنان ايران : بخش اول
درجريان مطالعات گروهي درزمينه مسائل زنان ، گروهي ازاعضا كمپين جمع آوري يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض آميز در اصفهان ، تصميم گرفته است هرباربا معرفي كتاب مورد مطالعه ، ضمن ارائه كتاب ( ازطريق چكيده اي از هربخش ) ، آراء ، برداشتها وانديشه هاي افرادي راكه درجريان مطالعه بوده اند ، منتشر سازد تا از این راه خوانندگان وبلاگ هم با کتاب مربوطه آشنا شده ، هم از طریق طرح نقطه نظرات خود به بحث درزمینه مسائل زنان بپردازند.
كتاب مورد مطالعه : جنبش حقوقی زنان ايران طغیان ، افول وسرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷
نويسنده : الیزساناساريان
مترجم : نوشين احمدي خراساني
انتشارات : نشر ني
اين مطالعه دردوبخش ارائه مي گردد: بخش اول شامل فصل يك تا فصل 6 كتاب و بخش دوم شامل فصل 7مي باشد .
(از آنجائيكه فصل 7 كتاب درزمينه جنبش زنان ، بعد ازانقلاب 57 مي باشد و اجازه انتشار نداشته ، توسط « پويا » ترجمه و دراختيار خوانندگان قرار دارد. اين فصل را مي توانيد دراين آدرس بيابيد :
زنان وخشونت جنسی
آیا زنی را می توان پیدا کرد که تاکنون مورد آزار یا خشونت جنسی قرار نگرفته باشد؟ بسیاری از زنان در زندگی شان دست کم یک بار این تجربه را داشته اند، تجربه ای که یا هیچ گاه بیان نمی گردد و یا اصلآ آزار و خشونت دانسته نمی شود.
سکوت در برابر این تجارب بیان گر این واقعیت است که تابوی مسئله و خشونت جنسی در جوامعی همچون جامعه سنتی ایران هنوز به قوت خود باقیست و کماکان به عنوان مسئله ای شخصی و اندرونی از نظر ها پنهان است. این تفکر ، حتی بیان خشونت جنسی علیه زنان را یک ننگ می داند. به همین علت است که گاهی درباره سوءاستفاده و خشونت جنسی علیه زنان می شنویم ، اما به ندرت می توانیم تحلیل و نقد این واقعیت رادر مطبوعات و رسانه ها بگیریم.
باوری نسبتآ جمعی در جامعه وجود دارد که معتقد است "این مرد است که با زن سکس می کند" پس رابطه سکسی وجود دارد که مرد فاعل و زن مفعولش است. عقیده ای بدین سان می تواند نتایج رفتاری مختلفی در مردان و زنان به وجود آورد. در مردان می تواند به شیء انگاری زنان منجر شود، تصویری از زن که باید به مرد لذت جنسی دهد . در واقع زن به صورت کالایی مطلوب در می آید که وسیله ای برای ارضای نیاز های مردان است. بد تر آن که این تصور توسط باورهای عمومی و قانون تقویت می شود. باوری که مردان را از نظر جنسی فعال و شهوت شان را غیر قابل کنترل میداند و قانونی که تمکین جنسی را یک بار در هر چهار ماه برای مرد و شبانه و روز برای زن مباح دانسته است. این ها همه باعث شده که مردان در چهارچوب دیوارهای خانه ، زن را مایملک خود بدانند و هر گونه برخوردی با آن را روا بدارند و گاهی حتی ندانند که رفتارشان نوعی خشونت جنسی است.
بسیاری از زنان هم در شرایط مشابه دچار خشونت جنسی می شوند؛ بدون آن که خود بدانند. زنی که باور دارد باید در برابر شوهرش تمکین کند، وقتی شوهرش خشونت جنسی نسبت به او اعمال کرده و در شدید ترین نوعش به او تجاوز می کند احساس نمی کند که تجاوزی صورت گرفته و اگر هم حس بدی داشته باشد آن تجاوز نیست چرا که وظیفه اش را در برابر شوهرش انجام داده است. در واقع وقتی بحث ارادی بودن و تمایل به رابطه جنسی در مورد زنان بی اهمیت قلمداد و از لحاظ قانونی یک وظیفه دانسته شود، به لحاظ روحی هم تبدیل به یک وظیفه می شود. "باید شوهر را ارضاء کرد و گرنه می رود سراغ زنی دیگر".
مورد دیگر فرهنگی است که خود زنان را مقصر می داند، ترس از انگ خوردن از سوی دیگران با این نگرش که قربانی مقصر است، "چه کردی که شوهرت این کار را کرد، چه پوشیده بودی، چه جور خندیدی یا نشستی". تربیت غلطی که قابلیت دفاعی زن را پایین می آورد، چون مدام احساس می کند تقصیر خودش بوده .از بچگی به او گوشزد شده که دختر بدی هستی چون بد نشستی، بد خندیدی و... پس اگرمورد تجاوز و سوء استفاده جنسی یا خشونت جنسی هم قرار گرفت مقصر خودش است چون اوست که باعث تحریک جنسی مرد شده. اما کسی نیست که بگوید چرا مردان به خود اجازه چنین رفتاری را می دهند و این متجاوز است که فارغ از ظاهر، اعمال و رفتار قربانی، مسول رفتارش است.
در نگاه سطحی نمی توان سکس را درک کرد چرا که در آمیزشهای غیر متعارف که به علت عدم درک رابطه صحیح جنسی و بر اساس باور های غلط احتماعی انجام می پذیرد منجر به صدمات جسمی و روحی به زن می شود. چرا بايد آميزش با زور, خواهش و اصرار انجام شود؟ چرا بايد مرد ها در وقت عصبانيت و مشكلات شروع به آميزش با زن خود كنند؟ اكثر اوقات آميزش در هنگامي رخ ميدهد كه مرد از سر كار به خانه برگشته و با بسياري از آدمها درگيري و كشمكش داشته و بسيار عصباني است. حال در اينچنين شرايطي با زن خود آميزش مي كنند آميزشي كه سرشار از تنفر و خشونت است و هنوز زن ارضا نشده كار را تمام كرده و ديگر انرژي درونش باقي نمانده است. در نتيجه زن كم كم از اين عمل بيزار مي شود و بيشتر ناراحتي هاي رواني زنان از اينجا سرچشمه مي گيرد.آن زن مردي را جلوي خود مي بيند كه تمامي وجود او سرشار از شهوت و خشونت است.خشونتي كه او هنگام سكس با او انجام مي دهد و آن زن هيچ گاه آن لحظه زيباي سكس را درك نمي كند وخود را بازيچه اي براي شهوت راني مرد مي يابد.
در این مقاله سعی بر این است ، آسیبهای جسمی و روانی وارد بر زن وچگونگی برخورد قانون با این مسئله رانیز بیان نماییم.
نزدیکی مقعدی یکی از خطرناک ترین تجارب جنسی است که صدمات جبران ناپذیری را به زن وارد می نماید. احتمال پارگی غیر قابل جبران در ناحیه بافتها و رگهای خونی در ناحیه مقعد،عدم توانایی در دفع طبیعی بخشی از این آسیبها است.
طبق نظریه7/2713 -1/7/75 اداره حقوقی قوه قصاییه،"وَ طی از دُبُر" توسط زوج،فاقد عنوان جزایی است.لکن اگرازاین طریق جرحی بر زوجه وارد یا نقص عضوی در مشارالیه,ایجادگردد،زوج به علت ایراد جرح یا نقص عضو،طبق قانون مجازات اسلامی قابل تعقیب است؛ مضافا به اینکه این مورد می تواندار مصادیق سوء رفتارو عسرو حرج زوجه باشد.
درصورتی که زن معذوریت خاصی داشته باشد مثل دستور موکد پزشک بر عدم نزدیکی زوجین و با این حال زوج اقدام به نزدیکی نماید در این صورت هر گونه صدمه ی وارده به زن که در اثر این عمل به وجود آمده است در دایره ی شمول جرم قرار گرفته و زوج به علت صدمه ی وارده علاوه بر تعقیب کیفری ملزم به پرداخت خسارت وارده طبق گواهی پزشکی می باشد.
چنانچه در اثر نزدیکی غیر متعارف صدمه فیزیکی وارد نگردد اما به لحاظ روحی و روانی موجب لطمه به زن گردد در صورت اثبات لطمات روحی و روانی به زن طبق گواهی پزشک و احراز سببیت بین فعل انجام شده و بیماری روحی زن خسارت حقوقی طبق قانون مسئولیت مدنی قابل مطالبه می باشد علاوه براینکه که مورد ذکر شده از مصادیق سوءرفتار محسوب شده و زن حق طلاق خواهد داشت.
به لحاظ کلی و طبق قواعد حقوقی هر گاه کسی به دیگری صدمه ای وارد نماید ضامن خسارت وارده می باشد ولی مشمول عنوان کیفری قرار دادن هر موضوعی نیاز به تصریح آن در قانون دارد چرا که ماده ۲قانون مجازات اسلامی ایران مصوب ۱۳۷۰ می گوید«هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود و طبق نظریه ی۶۰۷۳/۷ -۱۰/۱۲/۱۳۶۲ ادراه ی حقوقی قوه قضائیه فعل یا ترک فعلی را که رد قوانین و مقرارت جاری صریحا جرم محسوب نشده نمی توان جرم دانست بنابراین با توجه به نظریه ی اداره ی حقوقی که عمل زوج را دارای جنبه ی کیفری دانسته است زمانی صدق می نماید که ایراد جرح یا نقص عضو به نحو عمد و با علم زوج بر ایجاد نتیجه واقع شده باشد که در این خصوص باید هر موردی جداگانه تحت بررسی قاضی محکمه قرار گیرد ولی به هر حال طبق قاعده ی ضمان و تسبیب خسارات وارده از باب حقوقی مقابل مطالبه می باشد و ضمنا حق طلاق برای زوجه به علت سوءرفتار زوج به وجود می آید.
|
|