تبليغاتX
تغییر برای برابری در اصفهان
 
تغییر برای برابری در اصفهان
 
 
این وبلاگ متعلق به گروهی ازفعالان کمپین یک میلیون امضا در اصفهان است
 
 

گروهی ازفعالین کمپین یک میلیون امضاء در اصفهان کارگاه خبرنویسی برگزار کردند

 

کارگاه  خبر نویسی توسط ساناز ، برای  ۹تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا در اصفهان برگزار شد.

در روز یکشنبه   ۲۶آبان  این کارگاه  در منزل یکی از اعضا برگزار شد.قبل از شروع کارگاه اعضا اقدام به خواندن پاره ای از مقالات روز در مورد مسایل زنان و سازمانهای حقوق بشر پرداختند و مقالات مورد بحث و بررسی قرار گرفت. سپس ساناز با ارائه جزوات خبر نویسی  گارگاه را برگزار کرد. 

در این کارگاه مفاهیم اساسی خبر، اهمیت شناخت ارزشهای خبری، عناصر خبر، سبکهای خبر نویسی و قواعد تیتر نویسی توضیح داده شد. در پایان از شرکت کنندگان حاضر خواسته شد به عنوان تمرین مطلب خبری کوتاهی نوشته ومطالب پس از خواندن ، هریک بطور جداگانه مورد نقد و بررسی قرار گرفت و باز نویسی شد.

(مطلب حاضر تمرین خبر نویسی یکی از شرکت کنندگان دراین کارگاه می باشد . )

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:43  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 

 

آیا می دانید که حق حبس به چه معناست؟

حق امتناع زن از ایفاى وظایف زوجیت (حق حبس)

در صورتى که مهر عندالمطالبه باشد (حال باشد) و اجل و مدتى براى آن معلوم نشده باشد، زن به مجرد عقد ، مالک مهر خواهد بود و مى تواند آن را از همسر خود مطالبه کند . در صورت امتناع شوهر از پرداخت مهریه ، زن مى تواند از حق حبس استفاده نماید. ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی مقرر مى دارد : «زن مى تواند تا مهر به او تسلیم نشده باشد از ایفاى وظایفى که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق امتناع یا حق حبس عبارت از این است که زن قادر است تا زمانى که مهر خود را از شوهر دریافت نکرده ، از تمکین و انجام وظایف زوجیت در مقابل شوهر خوددارى نماید و مادام که زن از حق حبس استفاده مى کند شوهر باید نفقه زن را پرداخت نماید ، در این حالت مرد نمى تواند الزام زن به تمکین را از دادگاه درخواست نماید.  بنابراین شرط به وجود آمدن «حق حبس» این است که مهریه از نوع مهرالمسمى و ضمناً عندالمطالبه باشد در غیر این صورت زن حق امتناع ندارد.

زوال حق حبس

اگر زن پیش از دریافت مهر به اراده خود، از شوهر ش تمکین نماید، حق حبس از او سلب مى شود. طبق ماده ۱۰۸۶ قانون مدنی: «اگر زن قبل از اخذ مهر ، به اختیار خود به ایفاى وظایفى که در مقابل شوهر دارد قیام نمود، دیگر نمى تواند از حکم ماده قبل استفاده کند. بااین حال، حقى که براى مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.» در این صورت زن فقط مى تواند مهر خود را از شوهر ش مطالبه نماید ولى نمى تواند از حق حبس استفاده نموده و از تمکین خوددارى کند

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 8:35  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 

جمع آوری امضا :

شکست سکوت

وقتي تصميم گرفتم برگه هاي بيانيه كمپين جمع آوري يك ميليون امضا را در آورم جا براي دوستش هم باز شده بودو كنارهم نشستند . گفتم در مورد كمپين يك ميليون امضاء چيزي شنيده ايد؟ گفتند نه درباره چيست ؟ من شروع كردم به معرفي كمپين وتوضيح قوانيني كه زنان درآن به وفورنا ديده گرفته ميشوند .قوانيني كه دربندبند بيانيه به آن اشاره شده . به توضيح زياد نيازي نبود، حرفهاي من توضيح واضحات بود و كسي از ميان آن جمع پنج نفر نبود كه با اين حقيقت تلخ كه قوانين كشورمان عليه زنان ودرتحقير آنها تنظيم شده است ، آشنا نباشد . تنها يكي از آنها كه سن كمتري داشت پرسيد واقعا قانون به يك پدر اجازه ميدهد دختر سيزده ساله را به عقدمردي ، ولو هفتاد ساله درآورد!!؟ گفتم : متاسفانه همينطور است . چراكه از نظر قوانين ما يك دخترسيزده ساله به سن قانوني و ازدواج رسيده است .

شروع كردند به خواندن بيانيه . ميانگين سني شان بيست وسه سال بود و براي گذران وقت به پارك آمده بودند . با خود مي انديشيدم كه چند نفر از اين دختران در اين شهر و در كشورم ازنگاه حقارت بار قوانين برزن و كمپين براه افتاده براي تغيير آن مطلعند. يكي از آنها دائما نكات بيانيه را تاييد ميكرد وازبلايي كه بر سر دختر عمويش آمده حرف ميزد . ميگفت دختر عمويش يكهفته خواب و خوراك نداشته و براي دختر هشت ساله اش كه پس ازطلاق به همسرش داده شده بود گريه ميكردو بيمارشده بود،  تا عاقبت خانواده عمويش با عجز و التماس خواستارباز گرداندن اين دختر كوچك به مادرش ميشوند اما قاضي گفته بود« مادر» فقط اين بچه را «زاييده» ، اما پدر « درستش كرده» و « صاحب اصلي» اوست . بقيه دست از خواندن بيانيه كشيده بودند وبه آنچه دوستشان تعريف ميكرد گوش ميدادند. هنوز حرفهاي يكيشان تمام نشده يكي ديگر، ازكتك كاري مرد همسايه شان با زنش شروع به حرف زدن كردو گفت كه چگونه وقتي صداي ضجه زن همسايه وفرياد هاي طلب كمكش به گوش آنها رسيده بود از پدر و برادرش خواستند كه براي نجات زن بروند . اما رفتن آنها به درخانه همسايه ، تنها فرصتي شد براي آنكه زن بد بخت از دست مشت ولگد شوهرش به اتاقي بگريزد و دررا قفل كند . او با افسوس تعريف ميكرد كه مرد همسايه در جواب نصيحت هاي پدرش ، با غضب گفته بود زن خودم است وبه كسي مربوط نيست، آنقدر ميزنم تا بميرد ! اومي گفت بعدازآن هربار كه من ومادرم از پدرم خواستيم كه براي جلو گيري از كتك خوردن زن بينوا برود ، پدرم ميگفت زن خودش است ، به من وشما چه !

يكي ديگر با غم بسيار از خواهرش ميگفت كه يكسال است كه نمي خواهد با شوهرش زندگي كندچراكه همسرش ارتباط نامشروع با زنان ديگري دارداما هم شوهرش و هم قاضي به اتفاق گفته اند ثابت كن ! او تعريف ميكرد كه چگونه اوايل خواهرش ، براي اثبات اين قضيه خطرها كرده بود و بارها از طرف شوهرش كتك خورده وحتي تهديد به مرگ مي شدو سرانجام توانسته بود مچ شوهرش را درخانه خودش بگيرد اماوقتي قاضي ناباورانه (حرفهاي زن را توهم خوانده بود) گفته هاراشنيد همسرش با يك تكه برگه ثابت كرده بود كه زن را صيغه كرده و عملش هم نا مشروع نبوده .

آه از نهاد همه مان برآمده بود و همه خيره به هم نگريستيم . شايد همه مي انديشيديم كه چه وقت نوبت زني ديگر، خواهري ديگر، زن همسايه ديگر و شايد خود ما خواهد شد كه براي نداشتن حضانت فرزندي كه نه ماه درشكم داشتيم ، براي مالكيتي كه مرد برما دارد ، براي نداشتن حق طلاق و براي باوراندن تحقيرو كتك و توهين همسرمان نزد قاضي و ... در صفهاي طويل دادگاهها ، كلانتريها، كنج خانه ها و رختخواب خود خواهيم گريست . مثل هميشه نيروي بيزاري از تحقير، مرا فرا گرفت وگفتم بچه ها اين قوانين نابرابرند و زن در اين قوانين جايگاهي ندارد ، نبايد سكوت كرد ، امضاء كنيد و شما هم خواهان تغيير قوانين تبعيض آميز باشيد . بلا درنگ برگه را از هم گرفتند تا امضا كنند . دختري كه ماجراي خواهرش را تعريف كرده بود پرسيد : آيا فايده اي هم دارد ؟؟

سوالي كه هميشه زنان پرسيده بودند .  آنها وارث همه ناباوريهايي بودند كه نسل به نسل از مادر و مادر بزرگ ، شايد ، به آنها رسيده بود و گذشت سالهاي اخير و پس رفت قوانين حاكم به ضررزنان و تقليل و تبليغ هرچه بيشترآنها به زهدانهايي براي نگهداري كودك ، آشپزهايي براي خانه ، خدمتكاراني براي همسروفرزند، بستري مناسب براي آسايش يا نهايتا پله هايي براي صعود مردان به آسمان، آنهم بيشتر به شكل تعارف ، همگي باور بهبود اوضاع به نفع آنهارا ناكام گذاشته وهجوم دختران بسمت ادامه تحصيل ، وفورزنان تحصيل كرده ، موفقيتهاي فردي گوشه وكنار نيز از اين ناباوري نكاسته ، بسكه تحقيير « عيني » و « پر تكرار» و « همگاني » براي زنان شده است .

به آنها گفتم آيا كسي در سكوت فايده اي ديده است ؟ قرنهاست زن را ضعيفه و ناقص العقل و ... خوانده اند ، آيا سكوت ما حقي نصيبمان كرده ؟ چقدر سكوت ديگر لازم است تا انسان كاملی محسوب شويم؟ چقدرصبوري؟ چقدرگريه در كنج ؟ كدام نفرين و ناله ما ،حق مارا به عنوان انساني كامل به ما بخشيد ؟ يقين داشته باشيد بي فايده نخواهد بودو هرچه تعداد كسانيكه ميخواهند قوانين بهتر شود بيشتر باشند موفقيت حتمي تر است . سكوت مابه معنی رضایت است. آيا راضي هستيد كه همچنان تحت اين قوانين در فلاكت و تحقيرباشيم ؟

درحاليكه من اززني به نام صديقه دولت آبادي مي گفتم كه چگونه براي سواد آموزي به دختران كوچك ، درهمين شهر، تلاش كرده بود و ذكر اين نكته كه به پايداري همين زنان بوده كه امروز تحصيل دختران در دانشگاه، علي رغم تلاشي كه تاريك انديشان كرده وميكنند ، امري پذيرفته شده است ، آنها دفترچه هاي تاثير قوانين تبعيض آميزرا همچون غنيمتي عزيزدركيف مي نهادند و برگه ميخواستند تا از مادران و خواهران ودختر عموها و زنان « همسايه » امضاء بگيرند و آنها را به حركتي كه بيش ازدوسال است كه آغاز شده اميدوار كنند .

من ، به اين مي انديشيدم كه چه تعداد از زنان و دختران شهرم ازنگاه حقارت بار قوانين برزنان و كمپين براه افتاده براي تغيير آن مطلعند و به صديقه دولت آبادي مي انديشيدم كه چقدر« عمر »لازم داشت تا بيشتر از آنچه رفته بود پيش رود وتغيير ايجاد كند و چقدر« صبوري » .

                                                                  پايان

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 15:2  توسط گروه زنان فعال در اصفهان  | 
 
  بالا