|
تغییر برای برابری در اصفهان
|
||
|
این وبلاگ متعلق به گروهی ازفعالان کمپین یک میلیون امضا در اصفهان است |
بازنمایی یک واقعه درپاسخ به شعارهای قشنگ « همبستگی »
آنچه گذشته : درراستای آموزش حقوق شهروندی به دوستانی که در کار جمع آوری امضا درسطح شهر بودند ، دو هفته پیش توسط یکی از اعضاء کمپین یک میلیون امضاء دراصفهان بنام مینو کیامان ، با خانم زهره ارزنی تماس گرفته شد تا برای برگذاری یک کارگاه حقوق شهروندی برنامه ریزی شود .
عین نامه :
« سلام خانم ارزنی
امیدوارم خوب باشید
پیرو صحبتهای زیادی که باهم داشتیم در باره تشکیل کارگاه حقوق شهروندی
در حال حاضر ما در اصفهان هم نیاز به این کارگاه داریم هم از جهت امکانات قادر هستیم که این کارگاه رو برگزار کنیم
اگر برنامه هایتان جور در می آید برای یکی از آخر هفته های آغاز آبان برنامه ریزی
) کنیم( ترجیها دوم یا سوم آبان
ما خیلی خیلی خوشحال خواهیم شد که میزبان شما در اصفهان باشیم اگر چه میدانم گله بابت این تاخیر در برگزاری دارید
اما بهر حال موفق شدیم
منتظر پاسختان خواهم بود
قربان شما مینو
اصفهان »
انتخاب سرکار خانم ارزنی برای این کارگاه ، فارغ از ارزشی که خود ایشان برای ما داشت ، علی رغم وجود وکلایی که در کمپین اصفهان فعالند به دودلیل بوده : 1- این دوستان تجربه عملی و رویارویی عینی برای وکالت اعضا کمپین ( بخصوص درتهران که دستگیریهایی رخ داده بود و در کردستان و ... ) را نداشتند 2- نگاه فرا جناحی این گروه از کمپین اصفهان در انتخاب ایشان موثر بود .
پاسخ ایشان این بود که ۲۵ مهر در اصفهان است و احتمالا وقت اندکی دارد ( ۲تا ۴ بعدظهر )اگر خواستیم برای آن موقع برنامه بریزیم .ما مدت کوتاهی برای خبرکردن اعضای نیازمند به کارگاه فرصت داشتیم بخصوص که تصمیم به دعوت دوستان مقابل(اعضای جدا شده )هم داشتیم. گرچه سال گذشته بیشتر آنها این کارگاه را با خود خانم ارزنی گذرانده بودند.
ما دریافتیم که جهت مسافرت خانم ارزنی به دلیل همان دیدگاههای جناحی تغییر کرده و ایشان برای برگزاری کارگاه حقوقی برای عده دیگری از اعضای کمپین اصفهان تشریف می آورند و وقت اندک ایشان نیز به همین دلیل بوده است .
توضیح اینکه گروهی از اعضا کمپین در اصفهان تصمیم می گیرند ، به دلایلی ( اختلاف ) ازبقیه ، فاصله گرفته و بدون تلاش یا برنامه ریزی برای طرح موضوع ، حل اختلاف ، و اعلام جدا شدن ، متشکل شده و حرکت خود را ادامه دهند . اینکه این عمل با چه شیوه های سخیفی از جمله تعویض رمز ایمیل دسته جمعی و بالا بردن وبلاگی با نام مشابه و درج تمامی مطالب وبلاگ اصلی ( بگونه ای دزدی مطالب ، بدون اجازه مسئولان وبلاگ که جلوی خودشان تعیین شده بودند)صورت گرفته است ، همگی جریاناتی بودکه ما پس از برگزاری کارگاه توسط دوستان تهرانی متوجه شدیم . چراکه نمود آن تحت عنوان « روزپرکارکمپین در اصفهان » بصورت گزارشی از برگزاری کارگاه ، در سایت تغییر برای برابری ، یک روز یا دوروز بعد ، عملکرد غیر صادقانه هم یاران اصفهانی و هم دوستان تهرانی ، که خودرا متولی و قیم کمپین در شهرها می دانند ، را عیان نمود .
ظاهرا سرکار خانم ارزنی به اتفاق ملازمانش ، پیشاپیش ، کمپین اصفهان را به ده بالا و ده پایین تقسیم کرده بودند ( کاری که متاسفانه کدخداهای ده بالا پیش ازاین کرده بودند و معلوم نیست این کار به مدد درک بالای استراتژیک خودشان بوده یا به کمک متولیان و مدعیان کمپین تهران ) شاهد این مدعا سکوت هم سرکار خانم ارزنی وهم نفیسه آزاد است که پس از طرح پیشنهاد کارگاه شهروندی از سوی ما، درحالیکه هریک می توانستند به واسطه ارتباطی که برقرار شده بود ، یکی ا زطریق خانم کیامان و دیگری از طریق ایمیل کمپین که پیش از این برای سردمداران ارسال شده بود و خانم آزاد با آن نآشنا نبود ، از باقی اعضا( ده پایین! ) بخواهند که درصورت لزوم در کارگاههای آنهانیز حضور داشته باشند .اما خانم ارزنی با پنهان کردن دلیل ورود خود نه تنها این کاررا نکرد بلکه با تعین وقت جدا و ساعت مشخص ، آنهم در بدترین زمان ممکن، متاسفانه خلاف رسالت کمپینی خودرفتارکرده حتی از کیامان نپرسید که ده پایینی ها آیا نمی خواهند در این کارگاهها باشند و از این طریق هم بر وجود اختلافات« طرح نشده » صحه نهاد ند ( آنها پیش از ما ازاختلافات آگاه بودند، شاهدی دیگر بر تقسیم ما درذهن خودشان ) وهم فرصت استفاده از کارگاه را از بسیاری دوستان که به زعم ایشان در ده پایین قرارداشتند براثر برخوردهای بچگانه خود گرفتند. گرچه دوتن از ما که در آن جمع حضور داشتیم حرفها از بار این کارگاه برای گفتن داریم که درجای خود گفته خواهد شد .
میتوان بخوبی حدس زد برگزاری کارگاه تنها برای « خودیها » بوده و ما غیر خودی بودیم و هستیم . بخصوص از وقتی که یکی از اعضا مطلبش را در سایت رقیب درج کرده و از دوچیز سخن رانده بود : 1- از تکثر به خوبی یاد کرده بود 2- به یارگیری رفقای تهرانی اشاراتی داشته وهمچنین با طرح عملکردکلی تنی چند از اعضای جداشده یک ان جی او در کمپین اصفهان ، آنها را درحق خود متخاصم کرده بود، تصمیم به حذف ده پایینی ها گرفته بودند . این «حذف» آنها مسبوق به سابقه بود.
باری انتقادات روشنی به این عزیزان وارداست که با این مقدمه ، طرح این انتقادات ، در این فضای خاص جنبش زنان، که نیازمند بازسازی چند باره و چند باره عملکردهای خود هستیم ، نه تنهامشکل ساز نیست بلکه چاره سازخواهدبود . چراکه هرچه ما و امثال ما به نام « همبستگی » سکوت کرده ایم( شعارش ازبرخی دوستان و عملش از ما ، انتظاری که همان ها از ما دارند ) تلاشی مان از تهران به شهرها کشیده شده است . پس برآن شدیم که با طرح روشن و موشکافانه عملکردها از تکرار آنها در شهرهای دیگر اندکی پیشگیری کنیم و این تجربه را در معرض دید سایر فعالان قرار دهیم . حرفهای مطرح :
1-وقتی یکی از اعضای ده پایین ! با خانم ارزنی در تماس است چرا پیشنهاد دعوت یاران کمپینی دیگربرای حضور در کارگاه از سوی آنها داده نشد؟ علت این محافظه کاری چه بوده ؟آنها که همه جا داعیه حل اختلاف دارند. اینجا سکوت مرموز !!؟؟
2- اگر سرکار خانم آزاد متولی «مکان» این حرکت است چرا از کسانیکه خانم کیامان برای آموزش آنها التماس دعا به خانم ارزنی دارد ، از طریق همین کیامان دعوت نکرد ؟ اگر نامبرده ( خانم آزاد ) به دلیل با خبر بودن از اختلافات نخواسته دعوتی به عمل آورد وگیریم که او نخواسته دخالتی در اوضاع داشته باشد ، چگونه است که د رجلسه « طرح مشکلات ایجاد شده و علل جدایی برخی از اعضا ء» شرکت و بقول خانم ارزنی ( تلفنی فرمودند ) تنها شنونده بوده اند و در بساط « خاله زنکی » ( نقل قول از ارزنی )شرکت میجویند ، ولو در سکوت .
3- این سرکار خانمهای محترم ( هر چهارنفر ) که به عنوان آموزگار در جمع دوستان ما در اصفهان بودند ، چطور به جلسه نشینان عزیزیاد ندادند که لااقل با حضور حداقل یکی از مختلفین ، جلسه حل اختلاف ( بعبارتی طرح اختلاف) بگذارند ؟
درجایی رفقای عزیزمان در هر گوشه و کنارکه کمپینی سر برمی آورد، فریاد وا مصیبتا « افتراق»، وامصیبتا « تکثر » ، وای برپاره پاره شدن « همبستگی » سر میدهند و دائم با پزهای روشنفکرانه و قیم مابانه پیشنهاد، که چه عرض کنیم ، دستور مصالحه داده و باجانبدارانه برخوردکردنهای مکرر( اشاره به مشکلات کرج و کمینهای سه گانه آن ) به اختلافات یارانی که تنها در سلائق مختلفند ، نه درهدف ، دامن زده صدای همه را درآورده اند ، حتی صدای خنده دوستان اداره فخیمه اطلاعات را !!
با داشتن چنین دوستانی ، کمپین احتیاجی به دشمن ندارد .
4- به نظر می رسد در شرایطی که بیش ازدوسال از آغاز کارکمپین گذشته است هنوز دوستان تهرانی ازمتولی گری و قیم مابی دست برنداشته وبجای تربیت آموزشگرانی برای برگزاری کارگاهها( حداقل کارگاههای چهره به چهره ) و یا هدایت کردن افرادی با سابقه جمع آوری امضاء و یا آموزش به کسانیکه نویسندگان کوچه به کوچه درشهرها هستند ، با حضورمستقیم خود در شهرها فرصت بروز و خودکفایی را از این دوستان می گیرند. آنها هنوز فکر میکنند که باید آموزش دهنده کارگاههایی همچون کارگاه چهره به چهره در شهرها باشند . شهرهایی که کمپینی هایش بیش از دوستان تهرانی با اختصاصات شهر آشنا هستند و درک بیشتری از کار چهره به چهره در آن شهر دارند .
ای کاش دوستان کمپین رشت و تهران ، بجای تدوین وبازسازی چند باره حرفهای « سیاوش » همسر محترم خانم فرید( از اعضای کمپین تهران )در نشست دو روزه رشت ، این حرف اورا که میگفت : « فعالین شهرستانها بجای اینکه از تهران برای برگزاری کارگاهها کمک بگیرند ، خودشان کاری بکنند » ، پررنگترمی نوشتند چراکه لااقل حرف « پررنگ » او این آموزش را برای دوستان تهرانی داشت که بجای برگزاری هر کارگاهی در شهرها ، به فعالین شهرآموزش و فرصت برای برگزاری کارگاه میداد.( مگر در زمینه های تخصصی حقوقی و سایر زمینه ها که نیازمند ارائه تخصص خاص است )امثال دوستانی همچون مهرنوشهاو هایده ها که اولی به ادعای خودش از همان ابتدای کمپین و دومی یکسال است در خدمت کمپین بوده ، آیا قادرنیستند خودشان برگزار کننده این کارگاه باشند؟آنهم بعد از این همه ؟
باری اینها همه درسهایی ست از برای این جنبش بزرگ ، که حداقل مدعیان ومتولیانش بجای گم کردن هدف والایی همچون ارتقا ء آگاهی زنان ازحقوق خودو به نمایش گذاشتن برتری و متولی گری خود،بهتر است به هدف چسبیده ، متن را بیش از حاشیه پاس بدارند ، چرا که همه ما در این راستا خطر میکنیم و هزینه می دهیم ، خواه ناممان نفیسه آزاد یا ساناز محسن پور یا زهره ارزنی یا رودابه امیدیان و یا نهایتا مینو کیامان باشد.
درپایان مارا برای رک گویی و لحن کنایه آمیز عفو کنید ، آخر هرچه در پرده گفتیم ، چاره نکرد و مارا به پرده دری از « حقیقت » کشاند .
'' بسیاری از زنها با ازدواج مجدد همسرشان مشکلی ندارند و ازدواج مجدد مرد بر اساس شرع و با رضایت همسر اول خلاف نیست .ضمن اینکه مجلس با حذف ماده 23 لایحه حمایت از خانواده راه حل مشکلات فعلی بانوان را بست."
اين جمله ، بخشي از سخنان سلمان ذاكر نماينده مجلس وعضو كمسيون حقوقي درباره ماده 23 لايحه موسوم به لايحه حمايت از خانواده است . لایحه ای که نه تنها گره گشای بسیاری از مشکلات خانواده ها و بخصوص زنان ، که یک پای خانواده اند ، نمی باشد بلکه با ضعفها و کاستیهایش حقوق آنان را هرچه بیشتر پایمال میکند .
كليات اين لايحه در18تيرماه سال جاري درمجلس تصويب شد . بخشهايي ازاين لايحه آشكاراشرايط حقوقي زنان را بدتر از پيش ميكند . براساس مواد 23 و25دراين لايحه ، مردان براي ازدواج مجددخود نيازي به جلب رضايت همسر اول ندارند و تمكن مالي تنها شرط ازدواجهاي بعدي آنهاست وطبق ماده 25 نيزبر مهريه زنان ماليات بسته ميشد . باتلاش همه گير زنان فعال از طريق اعتراضات همه جانبه به اين لايحه ، مجلس اين دوماده را درشهريور ماه همين سال حذف كرد . اين درحاليست كه با گذشت كمتر از يكماه از حذف اين دوماده تحقير آميز ، برخي از نمايندگان اشاراتي به بازگشت ماده 23 ، با رنگ ولعابي ديگر دارند . نگراني از بازگشت اين ماده دربسياري ازمحافل زنان موج تازه اي از نگراني را برانگيخته است .
به نظر ميرسد آنهمه ارتباط مردمي با نمايندگان مجلس كه در طول تلاش فعالين زن ، از تصويب كليات اين لايحه تا حذف اين مواد ، اتفاق افتاد قرار است از سوی مجلس ناديده گرفته شود وهمچون هميشه دستهايي سعي در پس راندن زنان و دورکردن آنها ازدستاوردهايشان را دارد.
درحاليكه گروههايي از حقوقدانان وصاحبنظران تلاش دارند بقيه ضعفهاي اين لايحه را با بررسي هاي كارشناسانه آشكارو پيشنهادات تازه اي رابه مجلس ارائه دهند ، گروههايي درتلاشند بار ديگر با ايجاد تنش درميان مردم بخصوص زنان ، آنهارا به جايگاه واپس مانده اي كه درذهن دارند عقب رانده وبه نحوي ديگر بر تحقير وكوچك شماري آنان تاكيد ورزند .
|
|